السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

474

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

عماله عماله : منصب متصدى زكات / دستمزد ( - - ) اجرت ) . عماله به ضم ، كسر و فتح عين در لغت به معناى اجرت كار آمده است ؛ 1 ليكن در اصطلاح به منصبى كه امام عليه السّلام يا نايب او به متصدى جمع آورى زكات ( - - ) زكات ) مىدهد ، گفته مىشود 2 ( - - ) عامل ) . عمامه عِمامه : پارچهء به نسبت درازى كه به دور سر مىپيچند . از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت ، صلات ، جهاد ، ظهار و ارث سخن گفته‌اند . بر سرنهادن : بر سر نهادن عمامه در آغاز سفر ؛ هنگام رفتن پى حاجت ، براى نماز جمعه و نماز عيد ، بر خطيب نماز جمعه و عيد و هنگام خروج از حمام ، مستحب است . آيا بر سر نهادن عمامه به طور مطلق در هر حال نيز استحباب دارد يا نه ؟ جمعى قائل به استحباب آن شده‌اند . 1 برخى بر استحباب بر سر نهادن عمامه در حال نماز تصريح كرده‌اند ؛ 2 ليكن برخى به دليل عدم وجود حديثى معتبر دربارهء آن ، در استحباب بر سرنهادن عمامه در خصوص نماز ترديد كرده‌اند . 3 البته نمازگزاردن با عمامه بدون تحت الحنك ( - - ) تحت الحنك ) مكروه است . 4 ظاهر كلام برخى قدما حرمت آن است 5 كه بعضى آن را به معناى كراهت شديد گرفته‌اند . 6 چگونگى بر سرنهادن : در برخى روايات ، تحنّك ( تحت الحنك قرار دادن ) براى عمامه وارد شده است . در مقابل ، در روايات متعددى ، اسدال ( رها كردن يك طرف عمامه بر سينه و طرف ديگر آن بر پشت يا ميان دو كتف و يا رها كردن يك طرف آن ) آمده است . در بعضى روايات اندازهء طرفى كه به پشت رها مىشود مقدار چهار انگشت ذكر شده است 7 ( - - ) اسدال ) . لغويان و فقها تحنّك را به دور دادن طرف عمامه از زير چانه تعريف كرده‌اند . 8

--> ( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « عمل » * ( 2 ) . مصطلحات الفقه / 365 ؛ الدروس الشرعية 1 / 248 .